باورت داشتم از روز نخست،


آمدی تا باشی،


و پر از شعر،


پر از همهمه بودی،


اما،


هیچ حرفی نزدی،


پر از گفتن دلدادگیت،


پراز زمزمۀ عشق به دریاشدنت،


باز حرفی نزدی،


و فقط خندیدی،


خوب من،


میفهمم


از دو چشمت همۀ حرف تو را،


بی کلام اینجا باش.


آخر اینجا بودن،


نیست محتاج صدا.


بودنت با دل من،

بی صدا هم زیباست